پشت صحنه تولد دخترم
سلام فرشته من راستش خیلی وقت بود در حال فکر کردن راجع به تولدتیم اما چون خیلی سرمون شلوغ بوده و چند روزی هم مریض بودیم فکرامون به مرحله اجرا نرسیده بود... تازه یکشنبه 8 شهریور خواستم برات نوبت آتلیه بگیرم که مهدیه جون گفت فقط دوشنبه آتلیه هست و داره میره سفر ... واسه همین تا 4 صبح بیدار بودیم و لباساتو حاضر کردیم: این اینا هم حاصل کارمون: ساعت 9 هم پاس گرفتیم و رفتیم آتلیه. اصلا همکاری نکردی راستش خیلی بازیگوشی و حواست به اسباب بازی و وسایل آتلیه پرت می شد. خلاصه با هزار بدبختی یه عکس گرفته شد اینم عکس منتخب: ...
نویسنده :
مامان
8:28








